واژه نامه

استعاره وکنایات درگویش محلی بخش2

آدَم شيرْ خُوُمْ بُخْارْدَهْ

خوم:خام
بخارده:خورده است
آدميزاد شير خام خورده است.مجازا به اين معني است که هر خطا و اشتباهي ميتواند از انسان سر بزند.
بَرْقْ وِرْديشْتَهْ:هدر رفتن آب از مسيراصلي
بُزى كِه بيخِ شاخِشْ مِخَرَهْ:
اين ضرب المثل به اين معني اشاره دارد که اگر شاخ بعنوان وسيله اي براي دفاع محسوب کنيم وقتي بيخ يا ريشه شاخ بخارد زماني است که فرد خودش مشکل دارد ودرواقع بنوعي با ماليدن شاخ خودش به جايي خودش را تسکين وآرام ميکند وبعبارت ديگر سعي در حرمت شکني دارد .شکلي ديگر از اين ضرب المثل اين است که :بزي که شاخش مخره، نون چاپور موخره( بزي که شاخش مي خارد، نان چوپان را مي خورد): وقتي که آدم به دست خود، خود را گرفتار مي کند
. بُزْ بِه لَنْگِ خادِش ،مشّه بِه لِنْگِ خادِش:
اين استعاره بيشتر به اين معني برميگردد که گناه هرکسي به پاي خودش نوشته ميشه ويا مشابه اين ضرب المثل که هرکسي روتوقبر خودش ميزارن
خَزْ گُربه تا کادُوُسْ

خز :فرار
گربه:اسم حيوان
تا:حرف اضافه
کادو: محل انبار کاه

اين ضرب المثل کنايه از بي بخار بودن شخصي است که از خودش زياد تعريف ميکند.

دَسْتهِ بِلْ چُوْلى نِمَرَهْ:
کاربرد اين اصطلاح هم زماني است که يک فرد يا يک وسيله براي انجام کار مورد نظر مناسب ويا غير ممکن باشد.
سَرسِرا:سوراخ وحفره در سقف ، نورگير
قُوْميتْ بِهْ قُومْيمْ جَوْ بابُورگَنْدُم بيار:اين اصطلاح معادل ضرب المثل است :حساب حسابه کاکا برادر
كْوَني كه ديته مرَه خَنَه نَرؤ مْمَنَه

کوني:کدبانو.ديته مره:دوتا ميشه.خنه:خونه.نرو:ناروب،کثيف.ممنه:ميمونه

(زن خانه دار كه دو تا شود خانه بدون جارو مي ماند)
اين ضرب المثل تقريباً معادل ضرب المثل آشپز كه دوتا شد، آش يا شور يا بي نمك
مي شود، مي باشد.
ليخي:ظرف کوچک حصيري بوده که گاهي اوقات از آن به عنوان نگه داري تخم مرغ استفاده ميکرده اند اين ظرف از جنس برگ ني تهيه ميشود که در گذشته از آن طناب هم درست ميکرده اند به نام

ريسمون ليخي
لِواشْ دِ پِر پِر اِمْيَهْ

لِواشْ:لبهايش
دِ پِر پِر:لرزيدن(ترسيدن)
اِمْيَهْ:اومده
کنايه از ترسيدن و گريه کردن

اين حالت بيشتر براي کودکاني پيش ميايد که مورد مواخذه و غضب ديگران قرار ميگيرن
مَخْمَلْ بِه نِصْبِه گَزْ نَمَنَه

مَخْمَلْ :پارچه را

به، نِصْبه:نصف ونيمه،

گَزْ:درست،

نَمَنَه:نمي کند

اين مثل کنايه از اين است که همانطور که مخمل يا پارچه نصفه که لباس درست نميشود مانند اين است که کار به نصفه مزد ندارد

به عبارت ديگر از انجام ندادن کار تا آخراست.
مُرغِ هَمْسيهَ غازِهِ:اين اصطلاح هم زماني بکار ميرد که فرد به داشته هاي خود توجه نداشته وبيشتر چشمش به ديگران است وداشته هاي ديگران واعمال ورفتار آنها به نظرش خوب مي آيد(حسادت)
مُرغْ يَكْ پادَرَه:مغرور بودن يکدنده ولجباز (مخ چشمه) معادل واژه خاد دخديک
ميگي زَمْهَريْر ميهْ
ميگي:مثل اين که
زَمْهَريْر:سرماي بسيار سخت
ميهْ:مياد

کنايه از اين مطلب اين است که گويا سرماي سختي آمده است البته گاه به معني نفي واقعيت است به عبارت ديگر اگر کسي خودش را خيلي بالياس پوشانده باشدوهوا چندان سرد نباشد به او اين مطلب رابه کنايه ميگويند .
نخگول: به کاري ميگن که کامل نشده باشه مثل گردويي که نرسيده باشه ميگن جوز نخگول
هَواپَسِه:اوضاع خوب نيست
وِْر سَرْ حَضْير بين

ور:بر.سرحضير:سر حضور.بين:بودن

يعني انچنان سالم و تندرست است که در هر جايي حضور دارد.بيشتر در مورد کهنسالان و پيران کاربرد دارد

پِلْتَشْ نَمْ دَرَهْ:اين اصطلاح در واقع يک شخص را که موزي وآب زيرکاه است را مورد خطاب قرارميدهد
چاروق درحقيقت يک پاپوش بوده که در قديم استفاده ميکرده اند وجنس آن هم ازچرم درست شده وهمراه با پِيتَوَهْ بکار برده مي شود وبراي گرم نگه داشتن پا وساق آن استفاده ميشود در اين ضرب المثل از اين عبارت استفاده شده است

اطلس اگه صد کهنه روه واز پيتوه نمره يعني پارچه اطلس اگه صد کهنه بشه بازم پاتابه نميشه اشاره داره به انسان اصيل يا هر چيز با ارزش در جاي ديگرهم استفاده بشه باز ارزش خودشو از دست نميده.
چوقي: يعني نامناسب هواچوقي است يعني هوا خراب است
چِنار اَز خادِش اَتَشْ دِمْگْيرَهْ:اين استعاره بيشتر به معني اين سخن است که هرچيزي از درون خود فاسد ميشود البته نوع بيان ديگر آن اين استعاره است که درخت چنار از خودش دمگيره که معني هردو تقريبا يکي است ومعني مشابه دارد و مفهومي چون انسان فقط از اقوام خودش ضربه مي خورد رادارد
کُلُوخْ انْدازْ را پاداشْ سَنْگِ اْست:معني اين عبارت اين است که اگر به کسي کلوخ (تکه هاي گل سفت شده) پرتاب کني جوابش را با سنگ که سنگينتر ومحکمتر از کلوخ است دريافت ميکني که معادل اين ضرب امثل هم هست تا سيزن دِنَزْني جِوْالْدوُز نَموُخْري تا سوزن به کسي نزني جوالدوز نمي خوري
گوش وِر خُجاوْاين اصطلاح را به کسي ميگويند که گوشهارا تيز کرده و منتظر است تا سخني را بشنود و به ديگري بگويد(گوش بزنگ)

استفاده از کلمه دل در فرهنگ روستا

دِل شارا : بیزاری از چیزی یا کسی

دِل دُماغ : حوصله

دِل غِشنا : ضعف دل

دِل گِودَه : جرأت

دِل دِلا : شک و تردید

دِل خُچّا : دلپیچه

دِل به شَک : مشکوک

دِل تِرکو : ترسناک

دِل دارَت : دلداری

چند ضرب المثل کرابی و سبزواری

تمامی حق و حقوق این سایت متعلق به وب سایت کراب می باشد و کپی برداری با ذکر منبع بلامانع است.